محمد تقي بن محمد باقر الرازي الأصفهاني ( آقا نجفي )

پيشگفتار و مقدمهء مصحح 11

اشارات ايمانيه ( فارسى )

« معانى و بلاغت را فقط در فارسى مىتوان يافت زبان از ماست و معانى از آنان است . » و همين امر را از زبان ابن هانى اندلسى مىشنويم كه مردى را مىستايد كه معانى و مفاهيم ايرانى را در جامهء لفظ عربى حجازى عرضه مىداشته است : و كان غير عجيب أن يجئ له * المعنى العراقىّ فى اللّفظ الحجازيّ اين عنايت و توجّه به مسائل عقلى و خردگرائى اختصاص به خواص نداشت بلكه برخى از عوام و اهل حرف نيز خود را به بحث‌هاى فلسفى و كلامى مشغول مىداشته‌اند چنان كه همين ابن حوقل مىگويد كه من در خوزستان دو حمّال را ديدم كه بار سنگينى را بر پشت مىكشيدند و در آن حالت دشوار مشغول بحث و جدل در مسائل تأويل قرآن و حقائق كلام بودند . مسلمانان در قرون اوليّه همهء دروازه‌هاى علم و دانش را بر روى خود باز كردند و آثار ملل مختلف را از زبانهاى يونانى و سريانى و پهلوى و هندى به زبان عربى ترجمه كردند كتابهاى مهم ارسطو همچون الطّبيعه و الحيوان و اخلاق نيكوماخس و همچنين كتابهاى افلاطون همچون جمهوريّت و طيماوس و نواميس و كتابهاى ديگر به زبان عربى ترجمه شد و در دسترس دانشمندان اسلامى قرار گرفت . رازى از رى و بيرونى از خوارزم و فارابى از فاراب و ابن سينا از بخارا برخاستند و طرحى نو براى انديشه و تفكّر ريختند كه آميزه‌اى از انديشه‌هاى گذشتگان بود . ابن سينا گذشته از استفاده از آنچه كه مترجمان فراهم ساخته بودند ميراث فكرى بومى و سنّتى خود را نيز مورد استفاده و بهره‌بردارى قرار داد . او در مدخل كتاب شفا صريحا مىگويد كه مرا كتابى است كه در آن فلسفه را بنا بر آنچه كه در طبع است و رأى صريح آن را ايجاب مىكند آوردم و در آن جانب شريكان اين صناعت رعايت نشده و از مخالفت با آنان پرهيز نگرديده آن‌گونه كه در غير آن كتاب پرهيز شده است ، اين كتاب همانست كه من آن را فى الفلسفة المشرقيّة موسوم ساخته‌ام . در مورد منطق هم مىگويد كه ما در زمان جوانى به روش انديشه‌اى از غير جهت يونانيان دست يافتيم كه يونانيان آن را منطق مىگويند و شايد نزد اهل مشرق نام ديگرى داشته است .